متن کامل شعر «کارم از گریه گذشته به آن می خندم»

بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم
هر که آرد سخن از عشق به آن می خندم

روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد
بعد از این سوز به هر سوزه جهان می خندم

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است
کارم از گریه گذشته به آن می خندم...
 

admin_99

Administrator
عضو کادر مدیریت
این شعر که سروده فریدون مشیری (با اندکی تغییر در ضبط برخی نسخه‌ها) است، یکی از تلخ‌ترین و عمیق‌ترین غزل‌های مدرن فارسی درباره نومیدی مطلق عاطفی و گذشتن از مرحلهٔ اندوه معمولی است. در ادامه، معنی کامل و دقیق هر بیت را به همراه مفهوم کلی برای شما شرح می‌دهم:

بیت اول:
بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندم / هر که آرد سخن از عشق به آن می خندم
معنی: راوی می‌گوید از این پس، به هر نوع عشقی که در جهان وجود دارد می‌خندم (آن را مسخره و پوچ می‌دانم) و هر کسی که لب به سخن از عشق باز کند، او را به سخره می‌گیرم.
معنای عمیق‌تر: او در گذشته‌ای بسیار تلخ، طعم واقعی عشق را چشیده و سوز دلش را دیده است. اکنون به این نتیجه رسیده که عشق یا یک فریب است یا آنقدر آسیب‌زاست که دیگر ارزش باور کردن ندارد. این خنده، خندهٔ تحقیر است؛ تحقیر کردنِ خودِ ساده‌لوحِ گذشته و تحقیر کردنِ کسانی که هنوز در این وادی گیر کرده‌اند.

بیت دوم:
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد / بعد از این سوز به هر سوزه جهان می خندم
معنی: روزی (در گذشته) دل من بر اثر عشق چنان سوخت که کاملاً تبدیل به خاکستر شد (یعنی نابود گردید). از این پس، به هر آتش‌سوزی و دردی در جهان می‌خندم.
معنای عمیق‌تر: او شدیدترین سطح ممکن از رنج عاطفی (نابودی کامل وجود) را تجربه کرده است. وقتی کسی بزرگ‌ترین فاجعه را پشت سر بگذارد، دیگر فجایع کوچک‌تر برایش بی‌معنی و خنده‌دار می‌شوند. او دیگر از هیچ درد و بلایی هراسی ندارد و با آن‌ها شوخی می‌کند، چون هیچ‌کدام به پایِ عذابِ او نمی‌رسد.

بیت سوم (بیت اصلی و اوج شعر):
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است / کارم از گریه گذشته به آن می خندم
معنی: خندهٔ تلخ و زهرآلود من، از گریه کردن، غم‌انگیزتر و دلخراش‌تر است. کار من از حدّ گریه کردن عبور کرده است؛ به خاطر همین وضعیت (یا به خاطر این سرنوشت) می‌خندم.
معنای عمیق‌تر (لایهٔ روانشناختی):
  • گریه، نشانهٔ تسلیم شدن و التیام طبیعی روح است، اما راوی به جایی رسیده که حتی توانایی ریختن اشک را هم از دست داده است.
  • وقتی انسان از گریه هم فراتر می‌رود، به مرحله‌ای از بی‌حسیِ مطلق و پوچ‌انگاری می‌رسد که تنها واکنش ممکن، خنده‌ای است از سر استیصال، درماندگی و طنز سیاه. این خنده از هر قطره اشکی تلخ‌تر و هولناک‌تر است، چون یعنی روح دیگر هیچ واکنش طبیعی و امیدوارانه‌ای ندارد.

معنی کامل و کلی شعر در یک نگاه:
شاعر در این قطعه، روایتگر عبور از مرحلهٔ عاشقیِ سوزان و رسیدن به مرحلهٔ بی‌اعتناییِ مطلق است. او با زبانی طنزآمیز اما به شدت تکان‌دهنده، می‌گوید که تجربه‌ی یک عشق بسیار سوزان و ویرانگر (که منجر به خاکسترشدنِ دلش شد) او را به موجودی بدل کرده که دیگر هیچ درد و رنجی برایش جدی نیست.
در واقع، او ادعا نمی‌کند که خوشحال است؛ بلکه تأکید می‌کند که اندوه او آنقدر عمیق و کهنه شده که دیگر در قالب گریه نمی‌گنجد و به "خنده‌ای خشک و تلخ" تبدیل شده است. این خنده، نه از روی غرور، بلکه از روی درماندگی کامل و مسخره‌دانستنِ سرنوشت است. او به عشق و همهٔ مظاهر آن پشت کرده، نه از روی بی‌نیازی، بلکه از روی آنکه دیگر حوصله و توانِ باورکردنِ هیچ فریبِ شیرینی را ندارد.
 
🔴 لینک های مفید: شبیه ساز منظومه شمسی , استخاره با قرآن , فال حافظ آنلاین , دانلود والپیپر گوشی
میزبانی شده توسط سرورهای قدرتمند افیکس هاست

بالا