بیت اول اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
معنی: دل من برای دیدن تو چنان شوق و اشتیاقی دارد که تنها دل من و خود من از آن آگاهیم. یعنی: «دل من میداند، من هم میدانم، دل میداند و من هم میدانم.»
تکرار «دل» و «من» برای تأکید است: این عشق و اشتیاق، رازی است میان من و دل من؛ کسی دیگر از عمق آن خبر ندارد.
بیت دوم خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من
معنی: اگر جسم من خاک شود و آن خاک به گِل بدل گردد و از آن گِل، گلی بروید و بشکفد، باز هم عشق و محبت تو تا همیشه در دل من میماند و هرگز از دل من بیرون نمیرود.
یعنی عشق تو آنقدر پایدار است که حتی مرگ و دگرگونی تن هم نمیتواند آن را از بین ببرد.
نکته: در مصرع «خاک من گل شود و گل شکفد از گل من»، «گل» اول به معنی
گِل / خاک نمناک است و «گل» دوم به معنی
گل و شکوفه؛ این یک آرایهی زیبای ادبی است.
پیام کلی: عشق و اشتیاق شاعر رازی است میان او و دلش، و این عشق چنان جاودانه است که تا ابد و حتی پس از مرگ نیز از دل او بیرون نخواهد رفت.